ناصر خسرو

مقدمه 12

خوان الإخوان ( فارسى )

بشيوهء اشعار دورهء ساسانى . - سبك خراسانى مقيد به زمان است نه مكان چه : بيشتر شعراء سدهء چهارم و پنجم و ششم ايران بدين سبك شعر ميگفته‌اند . ناصر نخستين شاعر پارسى زبان است كه سخنان بلند و معانى دل‌پسند حكماء نامى را لباس نظم پوشانيده و در شعر تحولى بزرگ پديد آورده است . قصائدش تغزل ندارد و اگر احيانا وصفى از مناظر طبيعى كرده براى آنست كه اين جهان گذران را بهتر بنمايد : چند گويى كه چو هنگام بهار آيد * گل بيارايد و بادام ببار آيد روى بستان چون چهره دلبندان * از شكوفه رخ و از سبزه عذار آيد تا آنجا كه گويد : اين چنين بيهده‌ها نيز مگو با من * كه مرا از سخن بيهده عار آيد شست بار آمده نوروز مرا مهمان * جز همان نيست اگر شش سد بار آيد اشعار ناصر مايه از وحى آسمانى دارد و از حيث بحر و قافيت و اسلوب و رشاقت الفاظ و بلاغت تركيب و لطافت معانى و اشتمال بر لباب حكمت و موعظهء حسنه و كشف حجاب از شواهد آيات و آفاق و انفس ممتاز است . از خصائص چكامهاى وى آوردن قوافى مشكل و انتخاب بحور نامطبوع است ، نه بدان معنى كه ناپسند طباع باشد ، بلكه مراد اوزان قليل الاستعمال است . ناصر خسرو قصيده را از مدح بر كنار كرده و در مسائل فلسفى و دقائق دينى و تعاليم لطيفهء اخلاقى و شيرين‌ترين نكات علمى سروده است : من آنم كه در پاى خوكان نريزم * مرين اين قيمتى در لفظ درى را روشنائىنامه رسالهء منظومى است در وعظ و پند و حكمت مشتمل بر 750